شب تا صبح

 

شب که میرسد ......... به خود وعده میدهم که فردا  صبح به تو خواهم گفت!

صبح که میرسد..........و من نمیتوانم بگویم و آمدن شب را بهانه میکنم!

و باز شب میرسد و صبحی دیگر ......و من هیچوقت نمیتوانم حقیقت را بگویم!

بگذار میان شب و روز بماند که.......................... چقدر دوستت دارم!

 

 

                                

 

/ 3 نظر / 26 بازدید
Rasool

سلام مطالبتون واقعا زیباست و من از خوندنشون واقعا لذت میبرم عالی اند عالیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی اون متن رو هم از روی متن شما نوشم [نیشخند]امیدوارم فضولی نکرده باشم اسم رمانم هم "آشق"هست وبلاگ شما جز معدود وبلاگ هایی هست که من هرروز متن هاش رو می خونم و لذت می برم امیدوارم موفق باشید[گل]